به نام دوست که هر چه داریم ازوست
درود
به شما عزیزانی که از راههای دور و نزدیک، در کنار ما به دیدن پرویز
آمدهاید. اجازه بدهید که من همچنانکه پرویز را همیشه پرویز میگفتم، باز
هم بگویم پرویز. چون پرویز مثل پسر من بود و ارتباط عاطفی که من با پرویز
داشتم، همان ارتباط پدر و پسر بود؛ صرف نظر از همکاریهای هنری که ما با
هم داشتیم. در ابتدای کار، بایستی از شما مردم حقشناس و نیکسرشت نیشابور
بهعنوان یک هنرمند تشکر کنم که الحق نشان دادید که هنر را پاسداری
میکنید و از پرویز اینگونه با شور و اشتیاق و صمیمانه پذیرایی کردید و
پرویز را در کنار خیام و عطار قرار دادید... جایی که پرویز واقعاً دوست
داشت. پرویز همیشه در تمام زندگیاش... الگو و آیین زندگیاش فلسفهی
خیام بود و اینچنین زندگی کرد. واقعاً از جانب خودم بگویم که پرویز خیلی
کمحوصلگی کرد و زودتر از کسانیکه جلوتر از او در نوبت ایستاده بودند،
این راه را رفت. خیلی متأسفم که پرویز خیلـــی زود رفت. پرویز چیزی را با
خودش برد که فقط در خود او بود. پرویز آنچه را که داشت تمام نکرد و رفت.
آن طنز قوی که در آهنگهای پرویز مشکاتیان بود... که من همیشه این شرایط
آهنگهایی که میساخت را به طنز تشبیه میکردم؛ اینقدر این طنزش قوی بود
که آن دلنشینی آهنگهایی که میساخت از همان طنزی بود که در آهنگهایش
وجود داشت و تصانیفی که میساخت و قطعاتی که برای ارکستر ساز و سازهای
مضرابی داشت... من همیشه بهعنوان یک طنز به آن نگاه میکردم و این طنز را
در هیچ اثر هنری دیگری، هیچوقت نیافتم. برای همین بود که من همیشه
میگفتم چه در سر پرویز میگذرد که اینجوری آهنگ میسازد؛ که در
آهنگهایش این ظرافت را بهکار میگرفت که من فقط میتوانم بگویم یک طنز
قویای بود. اشخاصی که اهل طنز هستند، در لحظه، بسیار زیبا از کلمات
استفاده میکنند؛ از همان کلماتی که ما بهراحتی از کنارشان میگذریم یک
طنز لحظهای برایمان میسازند و لحظهی ما را خوش میکنند. پرویز در
آهنگهایش اینچنین کار میکرد. طنزی که در وجودش، در صحبتکردنهایش
همیشه بود را به کار میگرفت.
داغی بر دل من گذاشت... [بغض استاد و تشویق حضار]... من هر چیزی را میتوانستم باور کنم...
ای چرخ فلک! ای چرخ فلک! خرابی از کینهی توست / بیدادگری شیوهی دیرینهی توست
ای خاک! اگر سینهی تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینهی توست
ما یادش و خاطرهاش را همیشه با خودمان داریم. آن صدای صحبتهایش همیشه در گوشم زنگ میزند... و پرویز رفت. از شما مردم واقعاً باید سپاسگزاری کنم که اینچنین پرویز را در دامان خودتان پذیرا شدید. از شهردار محترم، از شورای شهر تشکر میکنم که اینگونه به فکر آرامگاهی برای پرویز هستند؛ واقعاً سپاس میگویم از دیگر کسانیکه دلشان میخواهد برای هنر و هنرمندان کاری بکنند. از نیروی انتظامی تشکر میکنم که چه در مراسم قبلی، چه در خاکسپاری و غیره نهایت کوشش را کردند. با صمیمت و احترام این برنامهها را نظم دادند تا خوب برگزار شود. سپاس میگویم... از همهی عزیزانی که در نیروی انتظامی خدمت کردند به این مراسمی که ما داشتیم.
از من نخواهید که الآن بخوانم... من در وقت دیگری برای شما خواهم خواند. آهنگی هم هدیه به پرویز کردهام بهنام «ساکن دل» که با ارکستر تمرین کردهایم و در آیندهی نزدیک حضور شما عزیزان تقدیم خواهم کرد که شعریست از مولانا و حالتی که قلب ما از این فقدان دارد را بیان کرده است. من این را آهنگسازی کردهام که هدیه میکنم به پرویز و شما مردمان نیکسرشت خراسان.
باز هم تشکر میکنم... به خانوادهی پرویز،
به مادر، به خواهرهایش، به برادرش تسلیت میگویم. پرویز دو دستهگل برایم
گذاشت که مسئولیت مرا زیاد کرد. آیین و آوا هنوز میخواستند پرویز را
بالای سرشان داشته باشند؛ اما پرویز رفت... به هرحال... مسئولیت ما زیاد
شد. در اینجا در مقابل شما از این دو عزیز قول میگیرم که انشاءالله روی
پای خودشان باشند و نام و هنر پرویز را نگه دارند و این تنها خدمتیست که
میتوانند به فرهنگ ما و مردمانشان بکنند.
سرفراز باشید، تشکر میکنم از همه.
مراسم بزرگداشت زنده یاد پرویز مشكاتیان عصر دیروز در تالار شهید چمران دانشگاه تهران برگزار شد.
به نوشته اعتماد در این مراسم كه به همت انجمن اسلامی پردیس دانشكده هنر تهران و دانشكده های فنی تهران برگزار شد، محمدرضا درویشی روی صحنه رفت و خود را به عنوان همكلاس، همخانه، همسایه، همدل و رفیق مشكاتیان معرفی كرد. او مشكاتیان را یكی از مهم ترین و خاص ترین موسیقیدان های ایران توصیف كرد؛ «سیر و سلوك پرویز مشكاتیان مخصوص به خودش بود و هیچ شباهتی به سلوك دیگر استادان موسیقی ایران نداشت.» او افزود؛ «سال 53 او از نیشابور و من از شیراز در كنكور دانشكده هنر امتحان دادیم و هر دو قبول شدیم و در سال 54 با هم در تهران همخانه شدیم و من خود شاهد ممارست پرویز و سیر و سلوكش برای وارد شدن به مقام معنوی ردیف دستگاهی ایران در آن سال ها بودم.» او ادامه داد؛ «مشكاتیان در یك دوره سه ساله با تمركز زیاد بر موسیقی ردیفی ایران به درك معنایی و شیوه های تكنیكال خاصی در این موسیقی رسید و دلیل آن هم نبوغ خاصی است كه همیشه در زندگی مشكاتیان وجود داشت.»
این استاد موسیقی ایران ادامه داد؛ «بعد از این دوره مشكاتیان خلاقیت زیادی از خود نشان داد. ردیف های او، جواب های او به خواننده، سازی كه می زد، همگی و همگی مملو از حركاتی هنرورزانه و خلاقانه بود.»درویشی یكی از ویژگی های مهم و بارز مشكاتیان را توجه بیش از اندازه او به ادبیات دانست؛ «او به همان اندازه كه درگیر موسیقی بود درگیر سفر و ادبیات نیز هم بود. كمتر موسیقیدانی را می بینیم كه به اندازه مشكاتیان كتاب خوانده باشد و ویژگی عجیبی كه داشت این بود كه هر صفحه را كه دوبار می خواند حفظ می كرد.» به گفته درویشی باید نگاه پرویز مشكاتیان به موسیقی فهمیده و درك شود و موسیقیدان ها باید سعی كنند از تقلید هنر مشكاتیان بپرهیزند. درویشی در پایان با ذكر اینكه «چرا نهادهایی هستند كه به جای حمایت بر سر موسیقی ایران می زنند»، گفت؛ «نهادهایی هستند كه نه از موسیقی و نه از افرادی مانند مشكاتیان حمایتی كه نمی كنند هیچ، تنها باعث سرخوردگی موسیقی ایرانی می شوند.»
در ادامه این مراسم حمیدرضا نوربخش خواننده و مدیرعامل خانه موسیقی روی صحنه رفت و ضمن نابغه خواندن مشكاتیان گفت؛ «نوابغ طلوع و درخشش شان خیلی زود است و شاهكارهای او بین 17 تا 35 سالگی اش است.» او ادامه داد؛ «مشكاتیان خیلی زود به باروری رسید. وقتی بزرگ تری مانند عبادی كه به هیچ وجه اهل گزافه گویی نیست مشكاتیان 30 ساله را استاد خطاب می كند، می تواند به بزرگی و جایگاه والای مشكاتیان دلالت داشته باشد.» او مشكاتیان را خداوندگار ریتم ایران دانست؛ «پایه هایی كه مشكاتیان كاشت مرهون ذهن نابغه و خلاق خودش بود. چهار سال پیش درآمدها و بازی های ریتمیكی كه داشت منحصر به خود مشكاتیان است و هیچ كس دیگری نمی تواند مانند آنها را بیافریند.» در ادامه سعید فرج پوری آهنگساز و نوازنده كمانچه ایران ضمن نواختن آهنگ وطن، یاد و خاطره مشكاتیان را گرامی داشت؛ «خاطرم هست كه او را بعد از اتفاقات اخیر دیدم كه بر ادامه كار هنرمندان در شرایط خاص و اینچنینی كشور تاكید می كرد.» او افزود؛ « موسیقیدانان كشور خسته شده اند و هیچ تریبونی ندارند كه به وضعیت حال كشور اعتراض كنند و بدانند بالاخره موسیقی حرام است یا حلال.»
در ادامه این مراسم و بعد از سخنرانی های كوتاه آوا مشكاتیان دختر استاد مرحوم مشكاتیان، خواندن قطعه یی كوتاه توسط همایون شجریان و نوازندگی و خوانندگی مجید درخشانی، زهرا رهنورد استاد دانشگاه روی صحنه رفت و گفت؛ «سخت است در سوگ هم دانشگاهی سابق خودم و استاد بزرگ موسیقی ایران یعنی مشكاتیان صحبت كنم.»
او كه با تشویق بسیار زیاد حاضران روبه رو شده بود به ارتباط قوی بین مجسمه سازان و موسیقیدانان اشاره كرد؛ «مجسمه هایی كه ما می ساختیم با ملودی های موسیقیدانان هماهنگی زیادی داشت.» رهنورد مرگ های زودرس هنرمندان را بی ارتباط با وضعیت كنونی جامعه ندانست؛ «روح لطیف هنرمندان این همه معضلات اجتماعی را برنمی تابد. آنها مریض می شوند و بال و پرهای شكسته خود را از عالم دنیا رها می كنند.» او ادامه داد؛ «این سرنوشت مشكاتیان و دیگرانی بود كه در این ایام زودتر از حد انتظار بال می گشایند و پرواز می كنند.»
دیروز رئیسجمهور با هیأت همیشه همراهش به صورت سرزده به مجلس رفت تا
از لایحه هدفمند كردن یارانهها دفاع كند. ولی سرانجام نامهای به مجلس
داد كه در آن درخواست پس گرفتن این لایحه مطرح شده بود. البته مجلس هم
لایحه را پس نداد.
آدم یاد واسونكهای قدیمی میافتد كه در احوال خواستگاریها میخواندند.
نون و پنیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
فرش حصیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
كماج شیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر ارزونیتون. طرحو نمیدیم. بهتون.
كلی وزیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
هوار هوار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
شام و ناهار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
نقش و نگار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
راه فرار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
اسفندیار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
صد تا شعار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار ارزونیتون، طرحو
نمیدیم بهتون.
تار سیبیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل
ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
دسته بیل(1) آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته
بیل(2) ارزونیتون طرحو نمیدیم بهتون.
هلو(3) و شلیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته
بیل(4)، هلو و شلیل ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
هیچی دلیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، كماج شیر، كلی وزیر، هوار هوار، شام و
ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته
بیل(5)، هلو و شلیل، هیچی دلیل ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
(این مباحث مهمه و مذاكرات مفیده 4 سال ادامه دارد...)
پانوشته:
1، 2، 4 و 5 - اشاره به خبر ورود هزاران دسته بیل از اندونزی در خردادماه سال جاری.
3- منظورم هیچ وزیری نیست. منظور همان هلو و شلیل عادی است
به گزارش الف، متن كامل اين نامه به اين شرح است:
حضرت آيت ا... آملي لاريجاني
رئيس محترم قوه قضاييه
با سلام و احترام، با يادآوري مفاد بند 5 اصل يكصد و پنجاه و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي مبني بر اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين، بهعنوان يكي از پنج وظيفه عمده قوه مستقل قضاييه پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت به استحضار ميرساند كه در طي سالهاي نسبتاًطولاني نمايندگي مجلس شوراي اسلامي، بارها و بارها با همه وجود ادراك ميكردم كه بعضاً از مجلس قوانيني ميگذرد كه بالقوه داراي آثار و پيآمدهاي معطوف به وقوع جرم و برخوردار از استعداد تجلي بهصورت جرم بالفعل است و تلاش بسيار مينمودم تا بين جرم خيزي ناشي از قانونگذاري و وظيفه پيشگيري از وقوع جرم در قوه قضاييه نسبت معناداري برقرار و تلاش آن قوه در اين خصوص را در مبادي تصميمگيريهاي منجر به وقوع جرم و نه در مواجهه با مجرمان بعضاً متأثر از شرايط اقتصادي، اجتماعي معطوف به قانونگذاريهاي مجرم پرور، از رونق بايستهاي برخوردار ببينم. ليكن بديهي است در غربت تفكر سيستمي و نظاممند، قوه قضاييه را امكاني و يا اشتياقي به حضور بايسته در مراكز مهم تصميمگيريهاي اينچنيني و جلوگيري قانوني از تصميمات مولد جرم و مجرم نباشد و توفيق آن قوه صرفاً در افزايش نرخ رشد مختومه كردن پروندههايي كه چه بسا با درايت و تدبير سيستماتيك ميتوانند اصولاً فرصت گشايش نيابند متجلي گردد.
اينك مطرح بودن بررسي لايحه "هدفمندكردن يارانه ها" در مجلس شوراي اسلامي را فرصت مغتنمي براي طرح مجدد اين مهم دانسته و از حضرتعالي براي پيشگيري از وقوع جرمهاي انفرادي و اجتماعي، در عرصه ذهن و حيات اجتماعي ملت مسلمان ايران كه بهواسطه تصويب و اجرايي شدن اين لايحه در شرف ساماندهي است استمداد ميطلبم. چرا كه هوشمندي و آيندهنگري در تدبير امور مملكتي ايجاب ميكند تا امواج خروشان مشكلات اقتصادي و به تبع آن سياسي و اجتماعي و فرهنگي ناشي از تصويب ايدهاي كه حتي تقديم كنندگان و تصويب كنندگانش،امواج تورمي و توان بالاي تخريبي كاهش قدرت خريد عمومي آن و در نتيجه فقيرتر شدن طبقات مختلف مردم ايران را كتمان نميكنند در زمان مناسب خود پيشبيني و تصميم مقتضي پيشگيرانه در قبال آن اتخاذ گردد.
حضرتعالي به خوبي واقف هستيد كه كاهش عمومي قدرت خريد مردم (كه حتي در صورت جبران نقدي قسمتي از آن هم، تحقيقاً به وقوع ميپيوندد) براي بخشهاي زيادي از مردم شكاف درآمدي و طبقاتي ايجاد و در مواردي براي بخشهاي ديگري احساس اين شكاف را در جامعه دامن ميزند و در زمانهاي حساسي كه به دلايل شناخته شده ديگري ، "سرمايه اجتماعي" هم از مختصات بايستهاي برخوردار نباشد، به توليد و باز توليد مستمر انحرافات و مفاسد دامن ميزند و امواج سهمگين آن ، اركان مناسبات اجتماعي و اقتصادي مردم را به نابودي تهديد مينمايد. اين بيان ، نه حاصل توهمات و يا نگرانيهاي يك معلم اقتصاد، كه معطوف به قوانين و سنن اجتماعي بعضاً بدون تغيير و تحويل است كه چنانچه علل تامه پديدهاي را تدارك ببيند لحظهاي در تحميل خويش درنگ و معذوري ندارند.
آشكار است كه آنچه تحت عنوان هدفمند كردن يارانهها در مجلس مطرح است عنوان نامتناسب با محتوايي است كه اراده اصلي آن افزايش قيمت حاملهاي انرژي است و معلوم نيست جز آن، كدامين هدف يا اهدافي را تعقيب مينمايد؟ اينجانب در جاي ديگري به لحاظ اقتصادي استدلال كرده ام كه نه هدف كسب درآمد براي دولت ، نه هدف گرفتن حقوق ملت از كساني كه ادعا ميشود انرژي بيشتري از ديگران مصرف ميكنند (ادعايي كه هيچ زماني به اثبات نخواهد رسيد)، نه هدف حمايت از مستحقان كه به قضاوت موارد مندرج در گزارش مطروحه در مجلس حداقل نيمي از ملت ايران را تشكيل ميدهند و البته به زعم دولت تا هفت دهك جمعيت كشور را هم ميتوان جامعه هدف دانست، نه هدف كاهش مصرف (بهخاطر كشش ناپذيري تقاضا براي مصرف فرآوردهها) و نه هدف حمايت ازتوليد (بهخاطر تلقي ارزان فروشي حاملهاي انرژي كه خود معلول است بهجاي علت و پرداخت به آن) ظرفيت عملياتي ندارند و در اين مكتوب كه صرفاً عرضحالي حقوقي براي جلوگيري از لطمه به منافع ملي به محضر رئيس محترم قوه قضاييه است ضرورتي به طرح آنها نيست ليكن با اذعان به قول مشترك همة مدافعان ايدة افزايش قيمتهاي انرژي و كالاهاي اساسي و آب و برق ميتوان پيشبيني كرد كه نتايج حاصل از اجراي احتمالي اين قانون، اقتصاد ايران را به ركودي بسيار عميقتر از آنچه هست و ميل به سرمايهگذاري را به خاطر تورم ناشي از ، هم فشار هزينه و هم فشار تقاضا، به كاهشي اساسي تهديد مينمايد و هزينههاي دولت را به ضرورت جبران كاهش ارزش دريافتيهاي كاركنان و همچنين هزينههاي عمراني آنقدر افزايش ميدهد كه قطع وابستگي هزينههاي جاري به درآمدهاي نفتي همچنان جزء روياها و آرزوهاي ملت ايران باقي خواهد ماند و در عين حال به جهت حقوقبگير دولت شدن بيش از نيمي از مردم ايران، از طريق دريافت يارانه نقدي مستقيم، فقر و وابستگي به نظام بوروكراتيك كشور حتي به ايجاد طبقات نيازمند مطالبه كنندهاي ميانجامد كه آثار زيان بار وجودي آن بر صاحبان تفكر و تأمل مستور نميباشد.
ميتوان مسرور بود كه مسئولين جمهوري اسلامي به چگونگي معيشت و زندگي اقشار مختلف مردم ذي علاقه هستند ليكن مساله اساسي اين است كه ، كساني در زمانها و مكانهاي مختلف كره ارض بودهاند كه استمرار حاكميت خود را در فقير بودن هر چه بيشتر مردم و نيازمند نگهداشتن آنان به تحف و هدايا و پرداختيهاي دولتي جستجو كردهاند و پرسش اين است كه آيا آنها اقداماتي جز اتخاذ سياستهايي ميكردهاند كه نتيجه آنها ، سلب هر نوع فرصت و امكان رشد و سرمايهگذاري و روي پاي خود ايستادن و مفتخر به سربلندي در قبال ديگران و اطاعت و بندگي در قبال خداوند باشد؟ و آيا آنچه در اين ايام بهموجب لايحه دولت و مصوبات مجلس ميگذرد ولو توأم با نيّات خيرخواهانه، نتايجي متفاوت از آنچه ديگران با توجيهات ديگري انجام ميدادهاند دارد؟ اقداماتي از اين قبيل ارزش داراييهاي عمدتاً منقول و نامنقول مردم را بهگونهاي و بهاي اقلام مورد نياز عمومي را بهگونهاي تغيير ارزش ميدهد كه آنان به ناگهان با تحديد در بهكارگيري حقوق مالكيت خويش بر اموال و داراييها و دريافتيهاي خويش مواجه ميشوند و بهراستي چه تضميني وجود دارد كه پيآمدهاي منفي محتمل (از نظر اينجانب قطعي) چنين تصميماتي را عاملان و حاميان آن برعهده بگيرند و يا لااقل در طليعه ظهور نابسامانيهاي آن، در زمرة پيشقراولان انتقاد از شرايط حاصله قرار نگيرند. تجربهاي كه هر روز به نوعي در اين خاك اتفاق ميافتد و "دادستان"ي هم ، رسيدگي به آن را در زمرة تكاليف خويش نمييابد.
رئيس محترم قوه قضاييه

